روزنامه آرمان

جمعه 19 شهریور 1389

فلسفه آزادی، پرسشگری است

احسان شریعتی  - به من پیشنهاد شد درباره جمله‌ای كه دكتر شریعتی خطاب به من نوشته بودند یعنی “اگر می‌خواهی اسیر دیكتاتوری نشی یك كار كن، بخوان بخوان بخوان!” صحبت كنم،من چون اهل فلسفه هستم درباره‌ رابطه آگاهی و‌ آزادی یا رابطه آگاهی با ضد آزادی یعنی اقتدار كه یكی از اشكال آن دیكتاتوریست صحبت می‌كنم.» این جمله ممكن است در ابتدا این طور القا كند كه با افزایش آگاهی آزاد می‌شویم و این دیدگاه در تاریخ فكر و اندیشه نگاه غالب بوده است، اما در آموزه‌ شك گرایی این موضوع مطرح شد كه ممكن است با افزایش آگاهی انسان آزادتر نشود.مفهوم قدرت در اندیشه “فوكو” تنها به شكل نظام سیاسی حاكم استبدادی یا غیراستبدادی نیست، بلكه قدرت به شكل شبكه‌ای دركل جامعه پخش است و اصولا بدون شكل گیری گفتمان نمی‌تواند به خود جامه‌ عمل بپوشاند.یكی از شاخصه‌های شریعتی این است كه بحث سه بعد زر ، زور و تزویر را مطرح كرد و شاید استحمار مهمترین كلید واژه‌ دكتر شریعتی است كه مساله تحمیق یا به استضعاف كشاندن از طریق آگاهی كاذب را مطرح می‌كند. اندیشه‌ شریعتی، اندیشه‌ای است كه از آگاهی آغاز می‌شود، اندیشه شریعتی را باید به عنوان یكی از فلسفه‌های وجودی بررسی كرد.در این اندیشه هم در یزدان شناسی، انسان شناسی و هم در فلسفه تاریخ و اجتماعش آزادی ایده‌ مركزی است.این آزادی در ابتدا یك آزادی منفی است، یعنی از یك موقعیت اسارت بار آغاز می‌شود و این اولین تعریف از آزادی است؛ دوم آزادی مثبت است كه به معنای وجودی كلمه است.شكل نهادینه قدرت كه به معنای دولت یا نظام سیاسی است، این مبارزه سیاسی در تفكر شریعتی اولین گام یا آغاز مبارزه در راه آزادی منفی و مثبت است. در تفكر شریعتی مبارزه برای آزادی از مبارزه برای عدالت جدا نیست. در انسان شناسی دكتر(علی‌شریعتی)، انسان بنابرخواست خدا آزاد است و مسئول اعمال خویش. از اینجا وارد دوره‌ای می‌شویم كه نقد شریعتی نسبت به سنت و تاریخمان شروع می‌شود.روش شریعتی احیا گری و بازیابی است، او معتقد است كه باید تجدیدنظر در سرابهای فكرمان با یك نقض رادیكال انجام شود. ما این دستاورد را داشته‌ایم كه مستقل هستیم و داریم آرمانهایی را كه به دنبالش بودیم تجربه می‌كنیم، آرمانهایی مانند آزادی، استقلال و جمهوری.در جامعه ما هم گرایشی وجود دارد كه نسبت به مسایل مختلف اعتراض می‌كند. ما در زمینه‌های مختلف مشكلاتی داریم، كه بحث فرهنگی آن به ما مربوط می‌شود.از منظر حوزه‌ تخصصی خودمان به آن وظیفه و رسالت روشنفكر كه ارایه آگاهی است، كمتر از سطح انتظار پرداخته‌ایم.فلسفه آزادی، پرسشگری است، هنگامی كه آزادی بیان، اندیشه و پرسشگری زیر سوال می‌رود نمی‌توانیم فلسفه و فكر داشته باشیم. درباره‌ تفاوت آزادی مثبت و منفی و اینكه آیا ایدئولوژی و آزادی مثبت جمع پذیرند یا خیر؟ در پاسخ باید به چهار زندان انسان كه شریعتی مطرح می‌كند اشاره كرد در قسمت چهارم كه آزادی مثبت شروع می‌شود در آنجا دیگر ایدئولوژی خاتمه می‌یابد و مرحله ایدئولوژی در آن بی‌مصداق است.  بحثهایی كه امروزه مطرح می‌شود جدل روز سیاسی است و جنبه تبلیغاتی دارد. شریعتی در پاسخ به این سوال كه به نظر می‌رسد دكتر شریعتی صرفا از نظر مذهبی با صفویه برخورد كرده وگرنه صفویه از نظر ایجاد هویت ملی ایرانی موفق عمل كرده است، اظهاركرد:« بحث دكتر یك بحث عقیدتی است، البته با روشی قزلباشها وحدت ملی ایجاد كردند كه ما نمی‌توانیم با آن موافق باشیم. از نظر جامعه شناسی می‌شود واژه‌ روشنفكری و دین را با هم جمع كرد، اما برخی منطقیون و فیلسوفان می‌گویند این دو با هم جمع نمی‌شوند. ولی این به معنای آن نیست كه دركی از دین در روشنفكری وجود نداشته باشد و یا نوعی از روشنفكری وجود نداشته باشد كه دنبال تعالی و معنویت باشد.
 

صفحه اول امروز

اشتراک فید خبری

اشتراک فید خبری روزنامه آرمان
Arman Daily