حزب موتلفه اسلامی با قدمتی بیش از 40 سال و به عنوان حزبی اصولگرا ، در جریان پیروزی انقلاب و پس از آن همواره تصویری از یک تشکل حزبی پایدار را در کشور ارائه داده است. در حالی که برخی معتقدند هنوز احزاب در کشور جایگاهی پیدا نکرده و مسیر روشنی ندارند، برخی از احزاب همچون موتلفه اسلامی همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند و دامنه اثر گذاری آنان در برخی برههها کمرنگ و
گاهی پر رنگ میشود. محمدنبی حبیبی به عنوان دبیرکل این حزب اصولگرا، معتقد است که هزینه کار حزبی در کشور بالا رفته و دلایل این مشکل را نیز کم اعتنایی رئیس جمهوری دولت نهم و دهم میداند. حبیبی دراین گفتوگوبه بیان دیدگاههای خود و حزب موتلفه اسلامی میپردازد.
- به نظر شما اولویتهای جریان اصولگرا در زمان حاضر چیست؟
جریان اصولگرایی به طورمستمر وظیفه اصلی ومهمی برعهده دارد که آن چگونگی حفظ کیان انقلاب اسلامی است. اما وظیفه مهم دیگری که بر عهده این جریان است ، بیان مسایل مختلفی است که در کشور و پیش رویی اصولگرایان وجود دارد.
من معتقدم اثبات کارآمدی جریان اصولگرایی و توجه به مسایل فرهنگی و اقتصادی از اولویتهای این جریان در کشور است. چرا که اکثریت مردم قریب به اتفاق ضمن اینکه مایلند کیان انقلاب اسلامی حفظ شود خواستار حل مشکلات روزمره در امور اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود نیز هستند. اگر جریان اصولگرایی بعد از ایفای وظیفه اول خود که همان حفظ کیان انقلاب است در حل مشکلات اقتصادی و ایجاد یک اقتصاد بسیار پررونق که علاوه بر رفع نیازمندیهای داخلی توان پیدا کردن بازارهای صادراتی را داشته باشد، موفق نباشد؛ لطمه قابل توجهی به جریان اصولگرایی وارد میشود. درحال حاضر گرچه در دولت احمدینژاد شاهد کارهای عمرانی، خدماتی و امدادی مهمی بودیم، اما بخش خصوصی رونق قابل توجهی نداشته است.
به نظر من دولت نهم و دهم در زمینه ارتقای وضعیت اقتصادی بخش خصوصی با آنچه مورد انتظار بود فاصله قابل توجهی دارد، ما امیدواریم دولت در کم کردن این فاصله، راه حلهای جدی و جدیدی بیابد.
- با توجه به اینکه تاکید مقام معظم رهبری بر آرامش و وحدت و رسیدگی به امور اصلی کشور و مشکلات مردم ، اولویتهای کاری اصولگرایی چیست؟
در ماههای اخیر در کشور متاسفانه اتفاقاتی رخ داد که اگر این اتفاقات مجدداً تکرار شود و از وقوعش جلوگیری به عمل نیاید میتواند تاثیرات سوئی برای وحدت داخل کشور داشته باشد . به همین دلیل بود که مقام معظم رهبری تذکر جدی در زمینه وحدت دادند.به عنوان مثال درمواردی در ارتباطات میان مجلس و دولت، دولت لایحهای را به مجلس پیشنهاد میکند و بعد از بحث و بررسی در مجلس این لایحه با تغییرات بسیار زیادی تصویب و به دولت ابلاغ میشود. این در حالی است که دولت از ارائه آن لایحه مقاصدی را دنبال کرده که با تغییرات ماهوی مجلس در آن لایحه دیگر به آن مقاصد نخواهد رسید. دولت معتقد است در این زمینه با مجلس دچار مشکل خواهد شد.از سوی دیگر نیز وقتی مجلس مصوبهای را تصویب میکند و به تایید شورای نگهبان نیز میرسد و به رئیس جمهور به عنوان قانون ابلاغ میشود دیگر رئیس جمهور نمیتواند به تشخیص خود این قانون را اجرا نکند و آن را مغایر با قانون بداند یا به صلاح مملکت نداند. تشخیص اینکه قوانین مطابق با شرع یا قانون اساسی است با رئیس جمهور نیست. این موارد در حیطه اختیارات رئیس جمهور نیست و این اتفاقات موجب بروز اختلاف میان مجلس و دولت میشود.برخی برخوردها همچون تجمع مقابل مجلس و اعلام مخالفت از سوی طرفداران دولت نیز موجب میشود تا اختلافات بیشتر و جدیتر بروز کند و این اختلافات بین قوا در مراحل بعدی خطر تسری اختلافات در بدنه مردمی را نیز به دنبال دارد.من معتقدم جریان اصولگرایی اگر میخواهد در رسیدن به اهدافش موفق باشد هیچ چارهای جز وحدت در بین نیروهای خودی ندارد و هر گاه که تفرقه به وجود آید موانع برای رسیدن به اهداف نیز افزایش پیدا میکند.
- وضعیت احزاب در داخل کشور را در مقطع کنونی چگونه ارزیابی میکنید؟
تحزب مولفهای ضروری در کشور است و به اعتقاد من براساس قانون باید زمینه توسعه و تعمیق تحزب در کشور فراهم شود. من معتقدم زمانی به یک تشکیلات میتوان عنوان حزب را اطلاق کرد که از سه توانایی مهم قدرت تولید فکر و کانال کشی میان این فکر و حزب و مردم، برنامه ریزی برای اداره کشور در عرصههای مختلف و کادرسازی و تربیت مدیران لایق را داشته باشد. احزاب نمیتوانند با برنامههایی کلی و نداشتن افرادی لایق مدعی شوند که تشکیلات حزبی هستند چرا که این توانمندیهای حزبی است که میتواند زمینه سازی پیشرفت کشور شود.
آیا تا کنون حزب موتلفه اسلامی به عنوان یک حزب باسابقه در زمینه کادرسازی موفقیتی داشته است و تا چه میزان از این نیروها در دولت نهم و دهم استفاده شده است؟
دولت احمدینژاد در مرکز یک رفتار خاص با احزاب و تشکلهای اصولگرا داشته است به گونهای که در مرکز ارتباط بین بسیاری از تشکلهای اصولگرا با دولت برای استفاده از نیروها در حداقل بوده و در برخی موارد اصلاً وجود نداشته است. این در حالی است که در بسیاری از استانها، استانداران توانستهاند از نیروهای اصولگرا با سلیقههای مختلف در سطح قابل توجهی استفاده کنند ، البته معدودی از آقایان استانداران نیز رفتار مناسبی با اکثریت تشکلهای اصولگرا نداشتهاند. در زمینه برنامه ریزی، حزب موتلفه مرکز مطالعات برنامه ریزیای را حدود هشت سالی است که تشکیل داده که در آن با تشکیل کارگروههای مختلف موضوعات و مسایل پیش روی کشور مورد بررسی قرار میگیرد و تلاش شده در این زمینه برنامههایی نیز به دولت ارایه شود.البته قبل از تشکیل مرکزمطالعات و برنامه ریزی با شکل جدید، واحد طرح و برنامه حزب وجود داشته است که مورد رضایت نیز بوده است.
- آیا تاکنون برنامه ای به دولت ارائه داده اید و تا چه اندازه دولت از آن برنامه برای مرتفعسازی مسایل کشور استفاده کرده است؟
به عنوان مثال حزب موتلفه بیش از 80 راهکار کارشناسی شده در زمینه مهار تورم تهیه کرده و به دولت ارائه داده است اما اطلاعی از این که تا چه میزان از این راهکارها بهره گیری شده است نداریم. تا کنون ارزیابی جامعی از این که چند درصد از پیشنهادات ما به مرحله اجرا رسیده است نیز نداشتهایم.
- برخی فعالان معتقدند هزینه کار حزبی در کشور بالا رفته است. نظر شما در این مورد چیست؟
بدون تعارف باید بگویم که رئیس جمهور نظر خوشی راجع به تحزب در کشور ابراز نکرده است. در دور اول ریاست جمهوری، احمدینژاد گفت که با اصل تحزب موافقم این در حالی بود که دولت وی هیچ کمکی برای توسعه و تعمیق تحزب در کشور انجام نداد و در برخی زمانها شاهد بودیم که خود شخص رئیس جمهور با بیان مطالبی در زمینه فعالیت حزبی موجب تضعیف تحزب در کشور شد و عدم اعتنا به تحزب را نیز ابراز داشته اند.به این دلایل فعالیت حزبی در مقطع کنونی در کشور هزینههایی را به فعالان تحمیل میکند اما ناگفته نماند که این تفکرات خللی در فعالیت افرادی که معتقد به فعالیت حزبی هستند وارد نمیکند. به عنوان مثال در دو سال گذشته تعداد جذب افراد در حزب موتلفه نه تنها کاهش پیدا نکرده است بلکه افزایش قابل توجهی نیز پیدا کرده است.دولت میتواند فعالیت حزبی را در کشور دچار مشکل کند اما این بدان معنا نیست که بتواند لطمه سرنوشتسازی به تحزب و فعالیت حزبی وارد کند.
- آیا هنوز شاهد فعالیت احزاب اصلاح طلب در کشور هستیم؟ جریان اصلاح طلب مدعی است که نمیتواند فعالیت حزبی در کشور داشته باشد.
فعالیت برخی از احزاب اصلاح طلب در کشور کم شده است و برخی دیگر نیز به همان فعالیتهای سابق با همان شکل گذشته ادامه میدهند و نمیتوان قضاوت کلی در این زمینه داشت. اما آنچه مهم است این است که ما به عنوان یک حزب اصولگرا حق نداریم برای فعالیتهای سیاسی انحصارطلبی قائل شویم و آن را حق خودمان بدانیم و حق نداریم جدای از مبانی و اصول، هر روشی را که برای اداره کشور به نظرمان برسد حق مطلق بدانیم و دیگران را دور از حق تلقی کنیم. البته در برخی زمینهها احزاب نیز باید در ابتدا برادری خود را ثابت کنند و بعد ادعای ارث کنند. چرا که در برخی زمینهها نتوانستند پایبندی به اصول انقلاب را به اثبات برسانند.
- بعضی از اصولگرایان معتقدند باید فکری برای جای خالی احزاب اصلاح طلب کرد . نظر شما چیست؟
به اعتقاد من جمهوری اسلامی به دلیل بنیه قوی فکری و ایدئولوژیک، هیچگاه از تضارب افکار ضرر نمیکند و باید کمک کرد تا زمینههایی برای ظهور و بروز افکار گوناگون ایجاد شود تا تضارب افکار وسیعی را در عرصه سیاسی کشور شاهد باشیم. نمیتوان انتظار داشت که 70 میلیون جمعیت یکسان فکر کنند حتی در خانوادهای که همه اعضا زیر یک سقف زندگی میکنند اختلاف سلیقه گوناگون وجود دارد و این موضوع بسیار منطقی و قابل پذیرش است. به اعتقاد من امروز موضوع کشورفقط بحث احزاب اصلاح طلب و اصولگرا نیست بلکه جای احزاب توانمند در کشور خالی است و باید کمک کنیم تا این جای خالی را پر کنیم.عدم اعتنای شخص رئیس جمهور و برخی از دولتمردان به تحزب نیز موجب شده تا فعالیت حزبی در کشور از طرف دولت تقویت نشود. به همین دلیل اعتنا به موضوع تحزب در کشور را از سوی مجموعه دولت کافی نمیدانم و ضرورت دارد که در این زمینه تجدید نظر شود.
- آیا این مشکلات را با رئیس جمهور مطرح کرده اید؟
تاکنون جلسات چهره به چهره در این زمینه نداشته ایم اما از طریق رسانهها اعلام کرده ایم که با برخی نظراتشان در زمینه فعالیت حزبی مخالفیم و قضاوتهای وی برای تمامی احزاب به صورت یکسان، کار درست و علمی نیست. بررسی احزاب مختلف کشور در زمانهای مختلف نشان داده که برخی از احزاب ضررشان در حد خیانت به کشور است اما این نسخه را نمی توان برای همه احزاب پیچید و به همین دلیل رئیس جمهور دربرخی از اظهارنظرهای خود در زمینه احزاب تفکیکی برای احزاب مفید و مضر قائل نشده اند و این موجب بروز مشکلاتی در فعالیت حزبی و همچنین تضعیف برخی از احزاب در کشور میشود.
- با توجه به اظهارات اخیر رئیس جمهور مبنی بر اینکه جناح بندیهای سیاسی فاتحه ارزشهای انقلاب را خواندهاند یا اینکه تنها یک حزب در کشور وجود دارد، نظرتان چیست؟
این ادعای رئیس جمهور نیز از آن دسته ادعاهاست که درآن تفکیکی برای احزاب قائل نشده است، این در حالی است که براساس قانون اساسی تکثر احزاب وموضوع فعالیت حزبی بسیار مورد توجه و جدی است و تا آنجا که ما اطلاع داریم نه حضرت امام و نه مقام معظم رهبری هیچگونه مخالفتی با اصل تحزب و جناح بندیهای سیاسی نداشته اند و بررسی تاریخ نیز نشان میدهد که مخالفتی دراین زمینه از سوی امام(ره) و رهبری وجود نداشته است. بلکه تلویحا نیز در سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبری متوجه شدیم که جناح بندیهای سیاسی را در کشور مفید میداند.با توجه به سخنان اخیر احمدی نژاد در مورد یک حزب نیز باید بگویم حزب ولایت با آن معنا و اصطلاحی که وی بکار گرفته است، وجود خارجی ندارد و نه در فرمایشات رهبری و نه حضرت امام با چنین اصطلاحی روبرو نشده ایم.
- برای ایجاد وحدت بیشتر میان اصولگرایان با توجه به اتفاقات اخیر و ضرورت توجه به وحدت ملی در کشور چه باید کرد؟
من معتقدم جریانات اصولگرایی باید بیش از گذشته برای افزایش وحدت تلاش کنند و ارتباط و تعامل بین خودشان را با تشکیل جلسات متعدد افزایش دهند وبه دنبال وحدت حول محور رهبری و ارزشهای انقلاب باشند.
برخی معتقدند دایره اصولگرایی هر روز در حال تنگتر شدن است و برخی نیز به دنبال حذف بعضی اصولگرایان هستند، به اعتقاد شما این فرایند در حال انجام است؟
برای جریان اصولگرایی اصول ومبانی مشخص وجود دارد که مهمترین آن همان چهار اصل اعتقاد به اسلام، اعتقاد به نظام اسلامی، خط و سیره امام و ولایت فقیه و فصل الخطاب قرار دادن رهبری است که بر این اساس همه افراد و تشکلهای پایبند به این اصول در چارچوب جریان اصولگرایی قرار میگیرند. اما این تفکر که بر اساس آن گفته میشود ما تنها اصولگراییم و اصولگرایی در ما خلاصه میشود غیرمنطقی است. عیب بزرگ متوجه تشکلها و یا اشخاص اصولگرایی است که اصولگرایی را منحصر به خودشان میدانند و هر که را که از مسیر سلایق آنها دور باشد غیر اصولگرا تلقی میکنند.
- با توجه به کمرنگ شدن فعالیت خانه احزاب، تاثیرگذاری آن را در زمان حاضر چگونه ارزیابی میکنید؟
خانه احزاب اگر نتواند رنگ فراجناحی خود را حفظ کند اقتدار خود را از دست میدهد و متاسفانه در چند سال اخیر نیز در مواردی به جای انجام افعال فراجناحی به سمت انجام فعالیتهای جناحی سوق پیدا کرده و این موارد انتقادات جریانهای مختلف را نیز در بر داشته است. به اعتقاد من انتقاد دیگری که به خانه احزاب وارد است این است که در جریان وقایع پس از انتخابات 88 در بسیاری از موارد بی تفاوت بود این در حالی است که خانه احزاب باید در رقابت میان احزاب بی طرف باشد اما در زمانی که ارزشهای انقلابی در خطر است بی طرفی معنا ندارد.
- اخیرا نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور ارسال کرده اید که در آن بر اجرای طرح عفاف و حجاب تاکید شده است. ضرورت ارسال این نامه چه بود؟
سه سال پیش در شورای انقلاب فرهنگی طرحی تصویب شد و بر اساس آن دولت موظف به اجرای طرح عفاف و حجاب شد و در همان سال این مصوبه قانونی از سوی دولت به وزارت فرهنگ و ارشاد برای اجرا ابلاغ شد اما امروز با گذشت 3 سال از آن مصوبه قانونی خبری مبنی بر اجرای آن وجود ندارد و سئوال ما در این نامه این بود که چرا در این زمینه تعلل شده است و چرا یک مصوبه قانونی از سوی دولت اجرا نشده است. مطالبه دوم ما نیز به عنوان یک حزب اصولگرا از رئیس جمهور در این نامه این بود که در برخی ادارات و ارگانهای دولتی موضوع عفاف و حجاب به خوبی اجرا نمی شود و برخی کارمندان تظاهر به بدحجابی میکنند بر این اساس دولت باید بدون هیچ گونه مماشاتی داشتن حجاب را الزامی کند درحالی که از نظر حزب موتلفه دراین موارد کوتاهی شده است. هم اجرای طرح عفاف و حجاب و هم رعایت حجاب در سازمانها و ادارات.
با توجه به اظهارات نمایندگان درهفتههای اخیر مبنی براجرایی نکردن قوانین ازسوی دولت وهمچنین عدم ارسال مصوبات به مجلس شورای اسلامی ، به نظر شما این گونه رفتار چه آسیب هایی را در پی دارد؟
اگر به قانونی که موضوع مشترک میان مردم، دولت، مجلس و قوای کشور است اهمیت ندهیم قطعا دراداره کشور با مشکلات فراوانی مواجه خواهیم بود و اعتراض نمایندگان مبنی بر اجرایی نکردن برخی از مصوبات و عدم ارسال آیین نامههای دولت به مجلس بسیار وارد است.هیچ یک از مسئولان قوا حق ندارند قانون را به هر دلیلی اجرا نکنند و هیچ دلیلی نیز برای این موضوع موجه نیست چرا که اجرای قانون بد بهتر از بی قانونی است و تبعات بیقانونی و عدم اجرای قانون با سلیقه شخصی آسیبهای جدی به انقلاب وارد میکند.
- آیا مجلس از ابزارهای نظارتی برعملکرد دولت به خوبی استفاده میکند؟
من فکر میکنم مجلس باید درجه نظارت خود را افزایش دهد و با توجه به اینکه موضوع نظارت از حقوق مسلم مجلس است نمایندگان نباید از این موضوع مهم چشم پوشی کنند.
مواضع اخیر روسیه در مقابل ایران و همچنین اظهارات اخیر مدودف مبنی بر اینکه ایران به تکنولوژی ساخت سلاح هسته ای نزدیک است را چگونه ارزیابی میکنید؟
مقامات روسیه در بسیاری از مواقع مواضع دوپهلو داشته اند و ما به عنوان یک حزب اصولگرای باسابقه در کشور به آنان تذکر میدهیم که نسبت به شفاف سازی مواضع خود اقدام کنند وبدانند ملت ایران راه خودش راخواهد رفت چه آنان بخواهند چه نخواهند. اما همواره باید توجه کرد که روسیه نیز بر اساس مواضع و منافع خودش عمل میکند.

