استاد محمّد رضا حکیمی - نیازی نیست که بگوییم قرآن کریم، بزرگترین کتاب فراخوان به وجوب اجرای عدالت است، کتابی که هدف بعثت پیامبران را ایجاد زندگی عادلانه در میان مردمان شمرده است، کتابی که خود را هدایتگر اهل تقوی خوانده و نزدیکترین راه رسیدن به تقوی را اجرای عدالت دانسته است. «اِعدِلُوا هُوَ اَقرَبُ للتّقوی» کتابی که امام علیبن ابیطالب(ع) آن را اینگونه معرفی میکند:
«هوَ النّاطقُ بِسنّة العدل... ریاضُ العدل و غُدرانُه...؛ این قرآن است که از آیین عدالت سخن می گوید... قرآن بوستانهای خرّم و تالابهای عدالت است».
بنابراین، باید معتقدان به قرآن، کوشندهترین و مقاومترین مجریان عدالت و قسط باشند و به تعبیر خود قرآن: «قوامینُ بالقِسط». (سور نساء، آیه 135) و اگر بخواهند قرآن را زنده کنند، باید بر عمل به قرآن (و در رأس همه ـپس از نمازـ اجرای عدالت و قسط) همگان متفّق و همداستان شوند، چنانکه امام علیبن ابیطالب(ع) میفرماید: «... أحیاؤُهُ الاجتماعُ علیه»، قرآن هنگامی در جامعه زنده و فعّال است که همگان به آن عمل کنند و همه احکام و سفارشهای آن را مورد نظر قرار دهند، هم عقاید و معارفشان ـاز مبدأ تا معادـ عقاید و معارف خالص قرآنی باشد و هم اعمالشان از قضاوت تا اقتصاد و معیشت، منطبق با موازین قرآنی.
از اینرو عنایت اصلی دین در بعد حیات اجتماعی اقامه عدل است. آن سخن امام علی(ع) نیز در جهت اقامه عدل است؛ یعنی نساختن با ظالم و کمک رساندن به مظلوم. اصل اقامه عدل از همینجاست که ظالم تأیید نشود و مظلوم تضعیف نگردد.
و این نیز یک قله بلند از تعالیم والای قرآنی است که ظلم و تجاوزی را که بر انسانهای مظلوم میرود نتیجه کردار انسانهای ظالم میداند، چنانکه در چندین جای قرآن کریم آمده است که «وَ ما کانَ اللّهُ لِیظلِمهُم وَ لکن کانُوا أَنفُسَهم یظلِمون»، خداوند ظلم نمیکند، ظالمان ظلم میکنند، ظلمی که بر بشر میرود، از دست خود بشر است و تقدیر اولی نیست، پس باید با آن مبارزه شود؛ یعنی علّت بشری دارد، پس باید با آن علّت در افتاد.
و فقر، یک ظلم اجتماعی است و عامل آن، چنانکه در احادیث متعدّد رسیده است ـبجز مضامین قرآنیـ توانگران، و حاکمان و عالمانند. توانگران چون حقّ محرومان را نمیدهند و زاد زندگی آنها را میدزدند؛ حاکمان چون حق محرومان را از ستمگران اقتصادی نمیگیرند و به آنان نمیرسانند؛ و عالمان چون برای رفع محرومیت محرومان فریاد نمیکشند و برای کوتاهی دست ظالمان نمیکوشند.
و هنگامی که عالم نه با ظالم در افتاد و نه به مظلوم کمک کرد، با جاهل چه فرق دارد؟ و چنین عالمی در چه موضعی جای دارد، موضع موسی(ع) یا موضع قارون؟ موضع محمّد(ص) یا ابوسفیان؟ موضع علی(ع) یا معاویه؟
دین میخواهد «جامعه قائم بالقسط» بسازد. این امری قطعی است و بجز مقتضای عقل، عین نصّ قرآن کریم است. جامعهای که قائم بالقسط نبود، چگونه عامل به احکام دین است؟ اگرجامعهای هم عامل به احکام دین باشد، (یعنی دینی باشد) و هم در آن ظلم باشد، معلوم میشود که این دین است که ظلم را جایز میداند؟ و آیا چنین است؟
آیا دین ظلم را جایز میداند؟ و اگر چنین وضعی پیش آید، دین نیز مظلوم واقع شده است و باید از آن دفاع کرد. ما میگوییم: جامعهای دینی است که از هدایت قرآنی برخوردار باشد، هدایت قرآنی چگونه بهدست میآید؟ قرآن کریم خودش در معرفی خود میگوید: «هُدی لِلمتّقین»، این قرآن انسانهای متقی را هدایت میکند.
متقّی کیست؟ هنگامی که میگوییم: متّقی، فردی است که ساکت و آرام و بدور از درگیریها و تکلیفهای اجتماعی ـ که به عبادتی فردی و رعایت اموری میپردازدـ در نظر میآید. و این از بدآموزی از این است که دین بد آموخته شده است، و بد آموخته میشود، حتّی اگر خطبه متّقین نهجالبلاغه را هم نخوانده باشیم، باید بدانیم که متّقی؛ یعنی عامل به تکلیف. قرآن کریم راه رسیدن به تقوا را تعیین کرده است: «اِعدِلوا هُوَ أَقربُ للتّقوی». متّقی یعنی انسان عدالت پیشه و کوشنده در راه اقامه عدل و نابودی ظلم. این است متّقی قرآنی: انسانی که در ارتباط با خود، خانواده و افراد جامعه، و در همه مراحل و مشاغل و پستها و مسئولیتها همواره طبق عدالت عمل میکند و در راه اقامه عدل و اجرای عدالت میکوشد. پس متّقی یعنی شیر غران در میدان تکالیف فردی و اجتماعی و علمدار مبارزه با انواع ظلمهای اقتصادی و قضایی و اجتماعی و سردمدار طرفداری از عدل. اینگونه افرادند که قرآن آنان را هدایت میکند؛ یعنی در جهت ارزشهای متعالی قرار میدهد.
قرآن کریم در سوره «نمل» میفرماید: «فتِلکَ بُیوتُهُم خاویةّ بما ظَلَمُوا، انّ فی ذلک لَآیةً لقومٍ یعْلمون و انجینا الّذین آمنوا و کانوا یتَّقون» (سوره نمل، آیات 52 و 53)
ـ این خانههای آنان است ویران و خالی، چون ظلم کردند، برای مردم دانا همین نشانهای بیدارگر است. و ما مؤمنان را نجات دادیم، آنان متّقی (عادل) بودند.
درست بنگرید، در این دو آیه مبارکه، «بما ظَلَمُوا» و «کانوا یتّقون» در برابر هم قرار داده شده است، آنان ظالم بودند و اینان متقی یعنی عادل، یا عادل یعنی متّقی. پس «هُدی لِلمُتَّقین» یعنی «هُدی للعادلین». هدایت خاصّ قرآنی ویژه مردم عادل و «جامعه قائم بالقسط» و «نظام عامل بالعدل» است.

